مال ما ، مال شما
اي وزيران وطن! دستم به دامان شما
نيم باقي مانده جانم به قربان شما
فقر و محروميت و تبعيض و كمبود و فشار
زشت باشد در بلاد تحت فرمان شما
اين همان ملك است كاندر خاطر رنجور خويش
دارد اندر ياد، ايام دبستان شما
پشت مظلومان به شمشير وزارت نشكنيد
چند روزي را كه اين حكم است مهمان شما
فكر آباداني «سودان» چه مي باشيد؟! تا
غرق در فقر است، رشت و يزد و كرمان شما
بنده مي پرسم كه آيا از «غنا» هم كمتر است
بابل و سمنان و تبريز و خراسان شما؟!
در تابستان مردمان بينوا را بنگريد؛
فرق دارد اين تابستان، باتابستان شما
هيچ اقدامي پي رفع تورم كرده ايد؟
ما نمي دانيم، خود دانيد و وجدان شما
اين «روابط» كم كمك جاي «ضوابط» را گرفت
ضامن پست كسان شد پست و عنوان شما
دوست مي داريمتان از جان و دل، هر چند نيست
سوي ما شب زنده داران چشم احسان شما
اي بزرگاني كه ما بيچارگان را راه نيست
بر سر خوان چلو مرغ وفسنجان شما!
پند گفتم؛ گر چه بر خوبان عالم محرز است
عقل و تدبير و كمال و عدل و ايمان شما
گاه گه، وقت فراغت يادي از مردم كنيد
سخت محتاجند بيماران به درمان شما
زير بار فقر و رنج و داغ ياران عزيز
پشتمان بشكست و نشكستيم پيمان شما
ادامه مطلب
فقر و محروميت و تبعيض و كمبود و فشار
اين همان ملك است كاندر خاطر رنجور خويش
پشت مظلومان به شمشير وزارت نشكنيد
فكر آباداني «سودان» چه مي باشيد؟! تا
بنده مي پرسم كه آيا از «غنا» هم كمتر است
در تابستان مردمان بينوا را بنگريد؛
هيچ اقدامي پي رفع تورم كرده ايد؟
اين «روابط» كم كمك جاي «ضوابط» را گرفت
دوست مي داريمتان از جان و دل، هر چند نيست
اي بزرگاني كه ما بيچارگان را راه نيست
پند گفتم؛ گر چه بر خوبان عالم محرز است
گاه گه، وقت فراغت يادي از مردم كنيد
زير بار فقر و رنج و داغ ياران عزيز
ادامه مطلب

